دل من یکی میگیرد...
دل منی میگیرد که زیر این باران ها عادتم بود با پدری قدم به زنم که حالا چند بارانی می شود نیست تا با من قدم بزند...
اینجا نیست....
جاییست که اسمش راگذاشته اند ان ور اب...
سواحل قناری شاید....
رفته انجا تا از جان مایه بگذارد اما خیالش راحت باشد که همان هایی که فکر پول اورا میکنند ارام می خوابند...
شما مردم زندگیتان رابکنید....
بیخیال دلتنگ ما....
بیخیال ما اهالی اینجا....
سایه ات از سرما کم نشود حضرت یار...!
#همین